مجسمه های سنگی
دلم بدجور سکوت کرده است
حرفی نمیزند
آهی نمیکشد
درد دلی نمیکند
چگونه به سخن بیاورم این دیوانه را؟!!!
آهای مردم سنگستان
دلم سنگ شده
درست مثل شما
اما دلم درد میکند از اینهمه سنگ بودن
یخ میزنم از تنهایی
در این شهر آفت زده تان!!!!
در دیار شما نمیتوان حرف زد
نمیتوان عاشق شد
نمیتوان....
نمیتوان....
چه کنم که مرا نه طاقت سنگ بودن است
نه توان انسان بودن در دنیای مجسمه های سنگی....
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت توسط ...
|
من از هیچ کس گله ای ندارم